آج

دلمشغولیهای یک هموطن

آج

دلمشغولیهای یک هموطن

مشخصات بلاگ
آج

در این محل دلمشغولیهای خود را برای هموطنان خود می نویسم

بایگانی
آخرین مطالب

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ماه جمادی الاول» ثبت شده است

یا قدیم الاحسان

چون پیشخوانهای دولت بجای تسریع در امور خود شده اند یک اتاق اداری و صاحب امضا در خارج ادارات لذا این نا همخوانی کار و هدف را به یک کاراز گذاشتیم تا امور آن اصلاح شود شما هم با پیگیری لینک آن و یک امضا ما را در رسیدن به حل مشکل کشورمان ایران یاری کنید

لینک این کارزار

https://www.karzar.net/22123

جناب آقای زارع‌پور
وزیر محترم وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات
جناب آقای سبحانی‌فر
مدیرعامل محترم شرکت ملی پست

با سلام
متأسفانه پیشخوان‌های دولت، یک خوان در هفتاد خوان انجام امور دولتی شده‌اند. در ابتدای شروع به کار این پیشخوان‌ها، قرار بود که کارهای اداری مردم را سامان داده و انجام امور را برای مردم سهل و برای دولت در مسیر صحیح قرار دهند. بر اساس این هدف آنچه باید مشاهده می‌شد، انجام صفر تا صد امور اداری توسط این دفاتر و کوتاه کردن مسیر کاغذبازی‌های اداری بود، اما اکنون خود این دفاتر نیز به یکی از مراحل امور اداری تبدیل شده‌اند.
برای نمونه، اگر شما متقاضی خرید اشتراک گاز باشید باید خودتان به اداره گاز مراجعه کنید، سپس برای پرداخت هزینه اشتراک به بانک مراجعه کرده و بعد هزینه پیشخوان را نیز در یکی از دفاتر آن و پس از معطلی در صف‌های طولانی بپردازید. این اوضاع نابسامان بسیار عجیب و غیرقابل‌درک است و برای ارباب رجوع سئوال پیش می‌آید که فلسفه ایجاد پیشخوان‌های دولت چه بوده، اگر کمکی به تسریع اجرای امور دولتی و دفتری نمی‌کنند؟
اگر قرار باشد که ارباب‌رجوع (مردم) امور بانکی و اداری را خودشان انجام دهند و بعد مبلغی هم بپردازند، پس وجود دفاتر پیشخوان به چه علت است؟ اگر امور اجرایی دستگاه‌های دولتی اینترنتی است، دیگر هر فردی باید بتواند در منزل کار خود را در اداره موردنظرش پیش ببرد، اگر هم نه، دفاتر پیشخوان دولت باید تمامی کارهای اداری را بدون نیاز به حضور فیزیکی ارباب‌رجوع برای او انجام دهد.
از مسئولان و مقامات ذی‌ربط درخواست می‌شود به این نابسامانی رسیدگی کنند و کارآیی دفاتر پیشخوان را بهبود بخشند.

با تشکر

خانی بنام پیشخوان دولت

  • علی علی اکبری

یا حق مطلق

شاید بارزترین نشانه اخلاص ، عمل کردن و حرف نزدن باشد.

همان که سردار دلها داشت حرف زدن از عمل خیر و درست ، انسان را در دلها جای نمی دهد آنچه انسان را در دلها جای می دهد رضایت حق از عمل است کسی که فقط بخواهد برای او فرمانبری کند خدا هم جواب آنرا به موقع و در عالی ترین رده به او عطاء می کند. اگر لازم باشد حتی خون او را برکت و خیر قرار میدهد.

این روزها که ارتش تروریست آمریکا یک فرمانده مخلص ما را شهید کرده در تمام مدت این نشانه ها هویدا شده.

کسی که در جنگ و صلح هیچگاه برای خود قدمی برنداشت مگر با بصیرت مثال زدنی راهی را رفت که حق نمایان نموده بود اینجاست که وقتی تو نیت خود را خالص کنی او خود عملت را خالص می کند و هدایت.

چقدر او با دیگرانی که آیه یاس در کلامشان موج میزند تفاوت دارد!؟

شجاعت او در چه حدی است که آمریکا را هیچ می انگارد او را مقایسه کنید با کسانی که شجاعت اخراج یک عنصر نامطلوب را از کشور ندارند آخه او همه هیمنه اینها را شکسته شما هنوز از خاکستر آنها می ترسید برای کدام هدف و کدام چرب لیستی دنیا!؟؟

نمایندگان مجلس هم که هم خط خودتان هستند اخراج سفیر انگلیس را خواستارند آنوقت شما شجاعت اقدام ندارید که چه بشود ؟!

شما که اجازه باز کردن یک حساب بانکی هم ندارید از چی می ترسید؟

آیا شهید قاسم سلیمانی چنین بود؟

اما اکنون یک دانش آموخته این سردار در میدان است ببینید چگونه با شجاعت مثال زدنی مسئولیت پذیری می کند و مردم را نامحرم نمی داند؟

آنطور

مثل شما که رفتید محرمانه با شرکتهای اروپایی قرارداد بستید و سهمی بالاکشیدید

مثل شما با مثل انها چقدر فرق است ببینید کجای کارید؟

سردار حاجی زاده حتی اشتباه هواپیمایی کشوری را برای خود دستآویز قرار نمی دهد که از مسئولیت خود شانه خالی کند و خطای زیر دست خود را با تمام قدرت می پذیرد این عزت آور است نه راه رفتن با شیطان و لبخند زدن با او و عکس گرفتن با موگرینی عزت آور که نیست هیچ شرم آور است

  • علی علی اکبری

بسم رب الشهدا

چگونه می شود یک جهانی را تکان داد

چگونه می شود جهانی را به طرف خود متوجه کرد

جزء اخلاص در عمل ممکن نیست

سردار دلها یک عمر در این معنی بود

و در این معنی در هر عملی پا گذاشت

و در همین معنی جزء حق ندید

و راهی را انتخاب کرد و عمل نمود که بسیار سخت است و نتیجه آن بسیار شیرین

شهادت در راه حق پاداش چنین کسی است

وای بر ما ماندگان و مشغولین به دنیا

آیا جنازه ای را بیاد دارید که عتبات و مشهد و شلمچه و تهران و کرمان (منظورم چندین کشور و شهر) آنرا تشییع کنند و حتی رئیس یک کشور درخواست داشته باشد که به آنجا هم برود و تشییع شود ولی امکانات و زمان اجازه ندهد

این یک معنی در معنی است و آن اخلاص در عمل است که دلها را فرامیگیرد

  • علی علی اکبری

یا پروردگار عالمیان

وقتی هنوز فرق بین هزینه و سرمایه را بلد نیستیم مسلم کشور را که بدستمان می دهند چنین زشت مدیریت می کنیم که همه را نا امید می کنیم و خود به ورته چرت گویی می غلطیم و از واقعیتهای مملکت روز بروز بیشتر فاصله می گیریم.

وقتی برنامه ریز کشور کسی است که به یک مدیر خائین و ظالم بزرگ به مملکت و کسی که حقوق نجومی او را ارضا نکرده بلکه دست به دریافت وام بلاعوض میلیاردی می گیرد را امین و سرمایه نظام بنامد

میبینیم که در بودجه برای شرکتهای بی در و پیکر این نابجا حقوق بگیرها 150درصد اضافه می شود و حقوق معلمین و کارمندان 10درصد و بودجه بهداشت را کاهش می دهیم و وزیر موفق را فراری از دولت و سپس بودجه برای علم را هزینه می نامیم درحالی که نگاه به آموزش و علم و پزوهش باید سرمایه گذاری تلقی شود رئیس دولت وقتی بودجه اختصاصی برای دانش آموزان را هزینه نامید و به خود نیاورد که چه خیانتها که به آنها نشده و نمی شود باید پیامد این نوع نگاه هم این باشد که مملکت را کسانی در دست بگیرند منفعت طلب و فرصت خواه و نگاه را از ارزشها بسوی مادیات و مادیات و مادیات دگرگون کنند.

وقتی دانش و علم و پژوهش برای مملکت داران بشود هزینه آنوقت باید برای این دانش آموزان و سازندگان آینده هم ببینیم که هزینه بتراشند میلیارد میلیارد از قبیل دزدی ، زندان ، قتل ، اختلاس و.... جرم و جنایت و..... دادگاه و ...

اما کشورداران با فکر و متعهد و متخصص برای این قشر از جامعه سرمایه گذاری می کنند و در آینده کشور را به قلعه های پیشرفت و ارزشها سوق خواهند داد

باید به این دنیا زدگان سیاست باز که بار کشور شده اند به خودمان تاسف بخوریم

شاید دیده هایمان باز گردد و اشتباه نکنیم آنطور که قبل تر نموده ایم!!

  • علی علی اکبری

یا رب العامین

آنجا کسانی هستند که نزدیک بین هستند

جایی است بسیار بزرگ

انسانهایی که همه را کوچک می بینند

مکانی وسیع با امکانات بسیار ،بسیار زیاد

ولی کوچک بینی

دیگران نشناختن

دیر بیاد آوردن

کم باور کردن

نمی خواهم

نه من بهترم

شما هیچ نیستی

چقدر کوتاه فکرید شما

کوتاه ، کوتاه اید شما همه

همه یکجا به من نمی رسید

...

آنجا فقط خودشان را می شناسند

و دیگران را نه می شناسند نه باور دارند نه می خواهند بشاسند

اسم آنجا چیست؟

خیلی سخت نیست

کمی فکر کنید

برای رفتن به آنجا

به آن مکان و مقام

تمام شعار می دهند

تور را بزرگ می شمارند

چقدر تو ارزشمند و والا هستی

در شعار قبل از رسیدن به آنجا تو را آنقدر بالا می برند که انگار تو آسمانی شده ای

و آنها خاکی و خاک بر سر ، نوکر و چاکر و...

وقتی به آنجا رسیدند تو را دیگر بیاد نمی آورند

آنجا را تو بهشان می دهی

اما معلوم نیست که چرا وقتی وارد آن می شوند تنها تو فراموش می شوی

ای رای تو چقدر ارزش داری

و من و تو چقدر آنرا خرج این بی ارزشها می کنیم

حق مان است که ما را نبینند و نشناسند

چون آنها ارزش اش را نداشتند

و ما مفت باختیم

و ندانم کاری کردیم

پس حق مان است

که کوتاه بمانیم!!!!!

  • علی علی اکبری

یا حی

هنوز این انقلاب و این نظام پابرجاست و به حیات خود ادامه می دهد

رمز این استقامت حضور است

آنهم حضور باشکوه

چشمگیر

حضور مردمی خونگرم و دلیر

صبور و با تحمل

برای آنچه که دارند دلبسته اند

و هیچگاه بخاطر مسئولین خودکامه و دست دراز و آب زیر کاه و .... دست از داشته های بلند خود بر نمی دارند

می دانند روزی گرد بادی یا گردابی این آشغالها را از روی آب زلال انقلاب پاک خواهد کرد

... ای کاش آنروز زود برسد

  • علی علی اکبری

یا ذوالجلال ولاکرام

دورانی که شاد بود گذشت

کمی پیچیده شده

انگار رنگ و بوی ندارد

همچنان مثل مرده

زندگی می کند

شاید اولش خیلی بهتر بود ، حتماَچنین بود

امروز همه چیزش مرده شده است

قدیمی ترین وبلاگ ایران امروز چنان گوری است و قبری برای نشان دادن انتهای بی عرضگی و نتوانتستن

آیا پرشین بلاگ امروز همین دلمردگی را ندارد

چه بود و چه شد

دیگران رشد می کنند

ایشان از بام به قهر چاه فرو افتاده

شاید ته گور

  • علی علی اکبری

یا رئوف

پیکی است در کنار

همچون باد در گذر

همراه با دریا

چونان باران

لطیف و بی صدا

انگار می بارد بر سر ما

هر با که او را دیده ایم

شک نداشتیم که.....

این است مهربان دستان او

اوی که الان نیست در بر

ولی جوشش دلش همراهی مان می کند

چون کوه سخت است با دشمن ات

لیک چنین نرم سختی ندیده کس

مگر همین باشد مهربان مادر

.... چه شد که نیست امروز

و فرداها بی او باید کرد سر

و من مانده ام چقدر؟

این هست سخت تا آخر

باشد دعای او در گذر آن

بازهم آسان کند برایت شداید را

.... درود بر تو باد همیشه و همه جا

حتی گاهی که نیستی

چونان شمع می سوزی انگار

داری گرمای بی نهایت .مادر.

  • علی علی اکبری

یا ذوالجلال و الاکرام

اینک بین دو زمان بودم

خوبی و بدی

کمی قبل شر و کمی بعد خیر

عالم همه در تضاد است

گرچه بدون تضاد مفاهیم گم هستند

تا سیاهی نباشد مسلم سفیدی مفهوم نخواهد شد

و ما تاریکی را بدون نور و روشنایی درک نکنیم

و انتظار این است که اتفاقات نیز چنین باشند

هستی در برابر نیستی

دارا در مقابل نادار

و غنا همراه فقر

و این داستان ادامه دارد

اگر ما درک کنیم

هر تولدی معنی خواهد داشت اگر مرگی باشد

این  برای دنیای فانی کافیست تا فهم کنیم

بودن و نبودن را ....

.....اگر کمی صبور باشیم.

  • علی علی اکبری